بابا صفرى
128
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى )
محلات بزرگتر و يكى ميانه و سومى كوچكتر محسوب ميشده است و بتعبير ديگر سكنهء هردو قسمت شهر سه محلهء خود را بمنزلهء سه برادرى ميدانستند كه يكى ارشد ، دومى متوسط و سومى كوچكتر بوده است . در قسمت حيدرى طوى ( يا تابار ) برادر بزرگتر ، اوچدكان برادر متوسط و پير عبد الملك برادر كوچكتر حساب ميشد و در سمت نعمتى نيز محلات گازران ( يا اونچى ميدان ) ، سرچشمه و عالىقاپو به ترتيب بزرگتر و ميانه و كوچكتر بشمار ميآمدند . كار برادرى محلات اردبيل در چند قرن پيش ، در عهد ما به صورت خواهرى شهرهاى دنيا درآمده است و بطوريكه جرايد مينويسند براى آنكه مراتب و داد و صميميت بين ساكنان شهرهاى مختلف محكمتر گردد بين آنها چنين روابطى برقرار مىشود و مثلا بين تهران و پاريس عقد خواهرى منعقد ميگردد . قابل توجه است كه چون در گذشته مردى و مردانگى قدر و قيمتى داشته از اينرو محلات هم باهم برادر ميشدند ولى امروزه كه مردانگىها متروك شده است خواهر خواندگى هم جاى برادرى را گرفته است . بارى سه روز بآغاز محرم مانده طشتگذارى آغاز ميشد و روز اول محلات بزرگتر ، يعنى تابار در قسمت حيدرى و اونچى ميدان در بخش نعمتى ، روز دوم محلات متوسط يعنى اوچدكان و سرچشمه و در روز سوم محلات كوچكتر يعنى پير عبد الملك و عالىقاپو اقدام به طشتگذارى ميكردند و اين سنت امروز نيز معمول است . هريك از محلات ششگانه و شعبات آنها از چند روز پيش دعوتنامههاى محترمانهاى براى علماء و تجار و بزرگانان و رؤساى ادارات دولتى ميفرستادند و از آنها براى روز و ساعت طشتگذارى دعوت ميكردند و چون از قديم الايام طشتگذارى بعد از ظهر صورت ميگرفت از اينرو شركت طبقات نيز ميسر ميشد . طشتها از برنز يا مس و به شكل دايره ميبود و قطر بعضى از آنها بيكمتر و نيم ميرسيد . اين طشتها غالبا از قديم مانده و كنارههاى آنها حاوى نوشتههائى دالبر و قفيت آنها بدين امر بوده است . از چند روز پيش از طشتگذارى آنها را تميز مىشستند و